سیم و زر (سهم من)

برداشت‌ها و نظرات من پیرامون یک برنامه‌ی تلوزیونی :)

سیم و زر (سهم من)

برداشت‌ها و نظرات من پیرامون یک برنامه‌ی تلوزیونی :)

سیم و زر (سهم من)

سیم و زر برنامه‌ای است گفتگو‌ محور از گروه فرهنگ و اندیشه شبکه 4 که پنج شنبه شب‌ها با حضور استاد فلسفه دانشگاه تهران جناب آقای دکتر امیرعباس علی‌زمانی و با اجرای خوب آقای علی درستکار از ساعت 22 و به مدت 55 دقیقه به صورت زنده پخش می‌شود.

سامانه پیام‌کوتاه برنامه : 30000449
[تکرار این برنامه: جمعه ساعت 7 صبح]

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دین در دنیای معاصر» ثبت شده است

پیرو برداشتی که از برنامه‌ی قبل "سیم‌ و زر" عائدم شد، امروز مطلبی می‌خواندم که سوالی را در ذهنم شکل داد، و بعد با تأمل در این سوال بقول معروف دلم گرم شد! بنابراین ابتدا این مطلب را با شما به اشتراک می‌گذارم و سپس سوالی که در ذهنم تداعی شد : 


چون که دانستی آدمی را «روحی» و «بدنی» است (پیرو مباحث قبلی کتاب) که هرکسی مرکّب است از این دو، باید بدانی که هریک از این دو جزء را اَلَمی و لذتی و محنتی و راحتی و مرضی و صحتی است. و آلام و محنت های بدن عبارت است از : امراض و بیماری‌ها که عارض بدن می‌گردد و جسم را لاغر و نحیف می‌کند و آن را از درک لذات جسمانیه بازمی‌دارد... و «علم طب» (دنیای مدرن) موضوعی است برای بیان این امراض و معالجات آنها. آلام و بیماری‌های روح عبارت است از : اخلاق ذمیمه و صفات رذیله که موجب هلاکت و بدبختی روح است و آن را از درک لذات روحانیه و رسیدن به سعادت ابدیه باز‌می‌دارد... و صحت و راحت روح عبارت است از : اتصاف به اوصاف قدسیه و مَلَکات مَلَکیه که موجب قرب حضرت باری و باعث نجات و رستگاری است...

زنهار! ای جان برادر! که حدیث بیماری روح را سهل نگیری، و معالجه‌ی آن را بازیچه نشماری و مفاسد اخلاق رذیله را اندک ندانی، و صحت روح را به صحت بدن قیاس نکنی (خیال باطلی که دنیای مدرن در پاسخ به نیاز درونی انسان داشت) و چگونه عاقل چنین قیاس کند ؟ (هوشیاری انسان معاصر که به قول دکتر قمشه‌ای از جنس هوشیارهای Mr. WordlyWiseMan است و به قول دکتر علیزمانی، نه از جنس هُشیاری بعد از پریشانی) و حال آنکه مقصود از صحت بدن برای کسانی که از روح و صلاح و فساد و آن فراموش کرده‌اند، نیست مگر زندگانی پنج‌ روزه‌ی دنیا و زیست کردن در این عاریت سرا. و بر مرض آن (در اثر آن مرض) مفسده‌ای مترتّب نمی‌شود، مگر بازماندن از لذات خسیسه و جماع و غذا و امثال اینها. و اما اخلاق ذمیمه که بیماری روح از آن‌ها است، آدمی را از رسیدن به لذت سعادت ابد و پادشاهی سرمد باز‌می‌دارد. (1)


و بعد از مطالعه‌ی این مطلب سوالی که در ذهنم ایجاد شد از این قرار بود که :


آیا بر شایستگی نوید دیانت‌مان همین کافی نیست که بتواند اخلاق ما را خوب کرده، و حال‌ جانمان را خوش و ساز دلمان را کوک کند ؟ آن طبیبی که مهربانانه اکسیر نجات را با صریح‌ترین کلمات به سادگی ادا‌ می‌کند و دلپسندترین دلیل‌ را برای انسان‌اش می‌آورد : دو طرف روز نماز بخوان، که در تمام روز هشیار باشی، و خوبی کن که خوبی‌ها بدی ها را بین می‌برند... و بعد دلت را به نور امید گرم می‌کند که : خدای تو هرگز اجر نیکوکاریت را فراموش نخواهد کرد. :) {سوره هود آیه‌های 114 و 115} 



پس در اینجا بود که به یاد شعر زیبای حکیم نظامی در وصف عشق افتادم (در ابتدای کتاب خسرو و شیرین) که فرمود :


مرا کز عشق به ناید شعاری
مبادا تا زی‌اَم جز عشق کاری
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد
غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحب دلان را پیشه این است
جهان عشقست و دیگر زرق سازی
همه بازیست الا عشقبازی
اگر بی‌عشق بودی جان عالم
که بودی زنده در دوران عالم
کسی کز عشق خالی شد فسردست
گرش صد جان بود بی‌عشق مردست
اگر خودْ عشق هیچ افسون نداند
نه از سودای خویشت وارهاند ؟


به امید آنکه خلافتمان بر زمین، شایسته‌ی اعتماد یگانه‌ی عشق بر ما باشد :)
یاحق.


1 : کتاب "معراج السعاده" اثر مرحوم ملا احمد انراقی، فصل 6 و 7.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۴ ، ۱۶:۲۵
علی کمالی