برداشتها و نظرات من پیرامون یک برنامهی تلوزیونی :)
سیم و زر برنامهای است گفتگو محور از گروه فرهنگ و اندیشه شبکه 4 که پنج شنبه شبها با حضور استاد فلسفه دانشگاه تهران جناب آقای دکتر امیرعباس علیزمانی و با اجرای خوب آقای علی درستکار از ساعت 22 و به مدت 55 دقیقه به صورت زنده پخش میشود.
سامانه پیامکوتاه برنامه : 30000449 [تکرار این برنامه: جمعه ساعت 7 صبح]
سیم و زر امشب نه یک برنامه تلوزیونی، نه یک گفتگو، بلکه یک سماع عارفانه بود. سیم و زر امشب آن بود که امیرخسرو گفت : «... به هر سو رقص بسمل بود شب جایی که من بودم؛ خدا خود میر مجلس بود، من در لامکان، خسرو محمد شمع محفل بود شب جایی که من بودم..» امشب سیم و زر ساقی بادهی الست بود و ما همه مستان دل از دست شده..
برنامهی 5شنبه 24 دی سیم و زر، برای پنجمین هفتهی متوالی با حضور دکتر امیرعباس علیزمانی و با موضوع «راههای خروج از پوچی» و درمان رنج انسان معاصر برگزار شد. در این برنامه استاد محترم دکتر علیزمانی ضمن یادآوری آنکه پوچی حاصل تکرار و جستجوی معنای محدود برای معنابخشی به زندگی است، راه رهایی یا پیشگیری از ابتلا به این رنج را، «بالاتر خواستن»، بالاتر جستن، و بالاتر رفتن دانستند و عشق به دیگری را به عنوان "گامی از خود فراتر نهادن" و به منزلهی اولین حرکتِ رو به بالا و شکنندهی چرخ تکراری که میتواند منجر به پوچی شود، شمرند، و در ادامه اینچنین تاکید کردند که: "باید نامحدود را جست."
انسان میبایست در زندگی به دنبال آن چیزهایی باشید که «مرگ» نمیتواند آنها را از او بگیرد و یا اینکه تلاش برای یافتن آنها را بیمفهوم کند.
از زیباترین و مهمترین تعابیر این هفته که آقای دکتر نیز به خوبی اشاره فرمودند اینکه:
ایمان به خداوند علاوه بر آنکه متعالیترین عشق و به خودی خود معنابخش زندگی هر انسان است، او را به یک داوری عظیم و یک ناظر کیهانی معتقد میسازد، و همین داوری است که عملاً دستگاه هستی را معنادار کرده و نیکی و بدی را از هم متمایز و زندگی انسان و چگونه زیستن او را بامعنا و هدفمند میسازد.
در پایان چه حسن ختامی بهتر از همان شعر زیبایی که استاد عزیز در پایان این موضوع و از حضرت مولانا برایمان خواندند، این شعر را در زیر با صدای گرم ایشان بشنویم و بنیوشیم :)
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب ..
شما میتوانید این فایل صوتی را با حجم 1 مگابایت دریافت کنید.
در اینجا از تمام زحمات دست اندر کاران اجرا و پخش این برنامهی بسیار ارزشمند بار دیگر ممنون و متشکرم و امیدوارم به زودی شاهد هرچه بیشتر شدن زمان برنامه یا دفعات اجرای آن در طول هفته باشیم و همچنین امیدوارم در ادامهی سری برنامههای سیم و زر بار دیگر از محضر استاد عزیز جناب دکتر امیرعباس علیزمانی بهرهمند شویم که تلاش خالصانهی ایشان در راه ایمان، و راه حق و امید و شادی و دانایی و نیکویی ستودنی است. یاحق :)
و چه یگانه عاشقیست خدا که می فرماید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
با هر قدمی که در راه رسیدن به خدا برمیداریم ،
خدا یکصد قدم به ما نزدیک تر میشود ..
از این روست هنگامی که فکر میکنیم در جستجوی خدا هستیم ،
در حقیقت این خداست که در جستجوی ماست ...
خدا می فرماید:
ملاقات بنده ای را که دوست دارد با من دیدار کند، دوست دارم . هر گاه او در نزد خود مرا یاد کند، من نیز در نزد خود او را یاد می کنم . و هر گاه در جمعی مرا یاد کند من نیز او را بهتر و زیباتر در میان گروهی یاد می کنم .
او هرگاه به اندازه وجبی به من نزدیک شود من به او به اندازه ذراع نزدیک می شوم و اگر ذراعی به من تقرب جوید به اندازه باع به او نزدیک می شوم .
هوالعشق
چه زیبا در مورد عشق لایتناهی فرمودند استاد
و چه یگانه عاشقیست خدا که می فرماید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
با هر قدمی که در راه رسیدن به خدا برمیداریم ،
خدا یکصد قدم به ما نزدیک تر میشود ..
از این روست هنگامی که فکر میکنیم در جستجوی خدا هستیم ،
در حقیقت این خداست که در جستجوی ماست ...
خدا می فرماید:
ملاقات بنده ای را که دوست دارد با من دیدار کند، دوست دارم . هر گاه او در نزد خود مرا یاد کند، من نیز در نزد خود او را یاد می کنم . و هر گاه در جمعی مرا یاد کند من نیز او را بهتر و زیباتر در میان گروهی یاد می کنم .
او هرگاه به اندازه وجبی به من نزدیک شود من به او به اندازه ذراع نزدیک می شوم و اگر ذراعی به من تقرب جوید به اندازه باع به او نزدیک می شوم .